خرید بک لینک
مناجات استاد ای خداوند! به علمای ما مسئولیت و به عوام ما علم و به مؤمنان ما روشنایی و به روشنفکران ما ایمان و به متعصبین ما فهم و به فهمیدگان ما تعصب و به زنان ما شعور و به مردان ما شرف و به پیران ما آگاهی و به جوانان ما اصالت و به اساتید ما عقیده و به دانشجویان ما نیز عقیده و به خفتگان ما

برچسب: نویسنده: رضا میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 0:00

جنـگل ها از پـلنـگی که در قـفـس زندانـی بـود، دور شدند. پلنگ نمی توانست یاد جنگلها را فرامـوش کند. خشمگین به مردانی که دور قفس را گرفته بودند،نگاه می کرد.چشمهای مردان با کنجکاوی، و بدون ترس به پلنـگ خیـره شده بود. یکی از آنها با صـدای آرام، تیز و آمرانه حرف می زد: «شما اگر می خواهیـد شغـل مرا که

برچسب: نویسنده: رضا میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 0:00

خرجم، دخلم را آورد. حاصـل جمـع آرزوهـای مـحال، در گورستـان بایگـانـی می شـود. درجه ی تبم آن قدر بالا بود که دست دکتر نرسید آن را پایین بیاورد. گوسـالـه هر چقـدر بیشتـر بـرگ بخورد، بیشتـر بـرگ می دهد. هنوز نمی روم، نشسته ام،و ایستاده است همچنان تردید! کیـسـه ی پلاستـیـکـی دارو را روی میـز

برچسب: نویسنده: رضا میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 0:00

محمدکاظـم در حدود سـال 1260 هـجری خورشیدی در روسـتــــای دور افـتـــاده ای بـه نـــام «ســـــاروق» در حوالی فراهـان اراک در خانـواده ی کشاورزی فـقـیـر چشم بـه جهـان گشـود و پس از گـذرانـدن ایام کودکی بـه کـار کشـاورزی و زراعـت پـرداخت.مـحمـد کاظم هم مثل بقیه ی اهالی روستـا از خوانـدن و نو

برچسب: نویسنده: رضا میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 0:00

به خوبی یـادم است که آن روز مدتـی از وقـت رفتن به مـدرسـه گذشتـه بـود. از اوقـات تلخـی مـعلـم مـان خیلـی می ترسیـدم. به خصوص که آن روز سپرده بود در باب اسم فاعل و اسم مفعول پرسش هایی خواهد کـرد و مـن یـک کلمـه حاضـر نکـرده بـودم. شیـطـان در پوستم رفته می گفت اصلا" بزنم زیر مدرسه و سر خر را برگردا

برچسب: نویسنده: رضا میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 0:00

پیـــرم و گـاهـی دلــم یــاد جوانــی می کنـد بلبـل شوقـم هـوای نـغمـه خوانــی می کنـد همتـم تا مـی رود ساز غـزل گیـرد بـه دسـت طـاقتـم اظهــار عــجز و نـاتــوانــــی می کنــد چشمه سار طبع من دیگر نمی جوشـد ولـی جویبــار اشـکــم آهـنـگ روانـــــی می کنــــد مـا بـه داغ عشقبـازی هـا نشستـیـم و هنـوز

برچسب: نویسنده: رضا میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 0:00

جان هالند می گوید بر اساس تیپ شخصیتی افرادمی توان گفت که آنهـا به درد چه کارهایی می خورند، و برعکس. مثـلا" یک فـرد با تیـپ «هنـری» از کارهـای اداری مـعـمـول به دلیـل تـکـراری بـودن، یـکنـواختـی و کلیشه ای بودن بیزار است. بنابرایـن با شنـاخت تیـپ شـخصیتـی خود مـی تـوانـیـد شغـل مـنـاسـب خود را ب

برچسب: نویسنده: رضا میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 0:00

آورده اند که... شـاه عـبـاس یـک روز کـه جمـعی از رجال کشـوری و لشکری در مجلسی مـهـمـان وی بـودنـد،دستـور داد تـا هـمـه ی «سر قـلـیـانـهـا» را با پِـهِن خشک و کوبیده ی اسب،چاق کنند و برای سـرداران و مـقـامـاتی که قـلیان می کشیـدنـد بـه مجلس آورنـد.سپس رو به ایشان کرد و گفت:ببینید این

برچسب: نویسنده: رضا میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 0:00

یک «مقدس اردبیلـی» بود که ماه های رمضـان منبر می رفت. البته جزو علما بود، منتها در ماه رمضان برای «ثواب» منبر می رفته. هر روزی یک شکـر می کرد، به اسـم «ســی شـکــر»! روزانـه یـک نـعمـتـی را کشـف می کرده برای مردم، و مردم می گفتنـد شکـر!یک روز مثلا" می آمده می گفتـه «مـردم شکـر! شکـر کنید!» همه

برچسب: نویسنده: رضا میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 0:00

صفحه بندی